السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
137
تفسير الميزان ( فارسي )
گفته است : من انسانها را از راه سرگرم كردنشان به پرستش غير خدا و ارتكاب گناهان گمراه خواهم كرد و آنان را با اشتغال به آمال و آرزوهايى كه از اشتغال به واجبات زندگيشان باز بدارد فريب مىدهم ، تا آنچه را كه برايشان مهم و حياتى است به خاطر آنچه موهوم و خالى از واقعيت است ، رها كنند و دستورشان مىدهم كه گوش چهار پايان خود را بشكافند و ( با اين گونه عقايد خرافى و موهوم ) حلال خدا را بر خود حرام سازند و نيز دستورشان مىدهم كه خلقت خدايى را تغيير دهند مثلا مردان را كه مرد خلق شدهاند و استعداد زن گرفتن را دارند اخته نموده اين استعداد را در آنها بكشند و يا انواع مثله - بريدن اعضاء - را باب كنند و يا مردان با يكديگر لواط و زنان با يكديگر مساحقه كنند . و بعيد نيست كه مراد از تغيير خلقت خداى تعالى خروج از حكم فطرت و ترك دين حنيف باشد آن دينى كه خداى تعالى در باره اش فرمود : « فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ » « 1 » . خداى تعالى بعد از حكايت كلام شيطان وعده او را كه همان اطاعت او در آنچه امر مىكند ، مىباشد را ولى گرفتن او دانسته ، فرموده : اطاعت او معنايش اين است كه شما او را به جاى خداى تعالى ولى و سرپرست خود بگيريد : * ( « وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّه فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً » ) * « 2 » و در افاده اين معنا نفرمود : « و من يكن الشيطان له وليا ، و هر كس كه شيطان ولى او باشد » تا همان نكته اى را بفهماند كه آيات سابق آن را فهمانيد و آن اين بود كه تنها ولى عالم خداى تعالى است و هيچ كس ديگر بر هيچ چيز عالم ولايت ندارد ، هر چند كه مردمى او را ولى خود بگيرند . * ( « يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً . . . » ) * از ظاهر سياق بر مىآيد كه اين جمله تعليلى براى اين قسمت از آيه قبلى باشد كه مىفرمود : * ( « فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً » ) * و چه خسرانى روشنتر از اين خسران كه سعادت حقيقى كسى مبدل به سعادت خيالى و شقاوت واقعى شود و با وعده هاى دروغين و آرزوهاى موهوم كمال خلقت او مبدل به خسران و نقص شود هم چنان كه خداى تعالى مىفرمايد :
--> ( 1 ) روى دل سوى دين حنيف كن ، دينى كه زبان فطرت است ، فطرتى كه خداى تعالى انسان را بر آن فطرت آفريده ، آفرينشى كه دگرگونگى نمىپذيرد ، دين پايدار چنين دينى است . « سوره روم ، آيه 30 » . ( 2 ) و هر كس شيطان را به جاى خدا ، ولى خود بگيرد به خسرانى روشن زيانكار شده است .